دایی من یا دایی جان، برنده اسکار بهترین فیلم خارجی ۱۹۵۸ ، ساخته ی ژاک تاتی کارگردان مشهور فرانسوی است.ژاک تاتی با نگاه پست مدرنی که به جامعه آن روزهای فرانسه دارد در این فیلم همانند سایر فیلم هایش با بیانی طنز به نقد جامعه امروزه و شرایط آن می پردازد.ژاک تاتی شخصیت اصلی فیلمش، آقای اولو ، را به عنوان انسانی جدا شده از جامعه ماشینی یاد می کند.
فیلم داستان خانواده ای را روایت می کند که زندگی سراسر ماشینی و یکنواختی دارند.پسر این خانواده علاقه زیادی به دایی خود که همان آقای اولو است دارد و بیشتر وقت خود را با وی می گذراند.از همان ابتدای فیلم تاتی با نمایش نظم حاکم بر حرکت ماشین ها و رفتار انسان ها ، در عین تداعی جامعه مدرن برای بیننده ، محدودیت های انسان امروزه را نیز به او گوشزد می کند.محدودیت هایی که ساخته و پرداخته خود ما هستند.نکته قابل توجه در این فیلم نگاه تاتی به کودکان است.در فیلم از کودکان به عنوان نمادی از انسان آزاده یاد می شود که درگیر هیچ محدودیت ماشینی نیست و شور و شوق آن با انسان های بالغ قابل مقایسه نیست.انسان های فیلم ژاک تاتی ، سرد و بی روح هستند.تنها زمانی جنبه انسانی به خود می گیرند که با فردی غریبه روبرو شوند و هدفشان فخر فروشی باشد.اگر بخواهیم نگاهی دقیق تر به این موضوع داشته باشیم می توان گفت انسان های مدرن فیلم همان شخصیت راوی در سقوط آلبر کامو هستند.کسانی که برای بالابردن جایگاه تصنعی خود حاضرند اطرافیانشان را خرد کنند و با مظاهر تجملاتیشان می خواهند بر قله انسان های اطرافشان بنشینند.تاتی در این فیلم با نگاهی طنز، جو حاکم بر این جامعه ی یکنواخت امروزی را می شکند.این شخصیت اولو است که با رفتارهای هنجار شکنش انسان را به خودش نزدیک تر می کند.انسانی که با مدرنیزه کردن خود گرچه پیشرفت نمود اما از نگاه تاتی یک چیز مهم را فراموش کرد! انسان بودنش...