یک محکوم به مرگ گریخت یا باد آنجایی که بخواهد می وزد ، برنده نخل طلای سال ۱۹۵۶ ، روایتگر تلاش های یک فرانسوی محکوم به مرگ برای فرار از زندان نازی ها در جریان جنگ جهانی دوم است.روبر برسون فرانسوی بر اساس داستانی واقعی با تمام موتیف های خودش، فیلمی ماندگار را خلق می کند.سینمای برسون را نه می توان همانند موج نوی فرانسه خواند و نه همانند فیلم های کلاسیک وقت.او یک مؤلف واقعی بود.این فیلم شناسنامه ی هنری برسون نیز هست.برسون به استفاده از فرم های خاص در فیلم هایش مشهور است.فرم های برسون اشیا،صدا،ایجاز و عدم تعلیق ، به گونه ای جداناشدنی در فیلم به کار گرفته شده اند.ایجاز در فیلم به کمک صداهای فیلم تعریف می شود.در گاهی اوقات تصویر جلو تر از صدا و گاهی صدا روایت کننده است.برسون اصولا اعتقادی به تعلیق نداشت‌.عنوان فیلم تمام داستان را شرح می دهد.او خیلی زود به تمام تعلیق ها پاسخ داده و نمی گذارند شکل گیرند.با این وجود فرم فیلم  بیشتر روایی است تا بصری.برسون  اعتقادی به استفاده از بازیگران حرفه ای نداشت.بار فیلم بر روی دوش کارکترها نیست.البته که نمی توان نقش اشیا در فیلم را انکار کرد.نگاه های برسون به اشیا، نگاه هایی متافیزیکی است.جان بخشیدن و شخصیت پردازی به اشیایی بی جان در این فیلم به اوج خود می رسد.کافی است ارتباطی که سنجاق، دستبند ، قلاب و از همه مهمتر قاشق با بیننده برقرار می کند را در نظر گرفت، این ارتباط را کمتر می توان در سایر آثار سینماگران دید.او با حداقل میزانسن هایش، فیلمی ساخته است که از هرجهت قابل تقدیر است.کافی است به صداهای فیلم گوش کنید.در خیلی از اوقات، در قابی ثابت، این صدا هست که روایتگر داستان است.فرار فونتین در ابتدای فیلم و شلیک گلوله یا ارتباط زندانیان باهم، تیرباران یا صدای قطار تماما به زیبایی در فیلم به کار گرفته شده اند.جنس صدا در سینمای برسون، همان جنس صدا در آثار همینگوی است.صداهایی که در نگاه اول توجه هیچکس را جلب نمیکنند اما نقشی پررنگ در ارتباط با بیننده ایفا میکنند.
اما در باب محتوای فیلم؛ در این فیلم نگاه های تقدیگر گرایی برسون به خوبی قابل شناسایی هستند.انگار تمامی المان های فیلم دست به دست هم می دهند تا انسان به آزادی برسد‌، مفهومی که همیشه برای انسان ها قطعه ای از پازل گمشده است.فیلم خواستن و عمل کردن را مهم تر از نتیجه می داند‌ یا به نوعی گویای آن است هر عمل شایسته ای با همراهی طبیعت روبرو خواهد شد تا به نتیجه برسد‌.
برسون گرچه همانند سایر کارگردانان آن وقت ، کمتر شناخته شده است اما سینمایش ، سینمایی خاص و دست نیافتنی است.بی جهت نبود گدار در تمجیدش،سینمای وی را در فرانسه هم راستای موتسارت در آلمان و داستایوفسکی در روسیه نامید...


Tele_logo Telegram-تلگرام ما